<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پرواز بی انتها</title>
<link>http://parvazebienteha.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 21 Oct 2009 21:15:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تو لیست نیستی!</title>
<link>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;.......&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خسته ام از تو ! از تویی که مرد نیستی تا سر قولت بمونی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;از تویی که هنوز آدم نشدی! از تویی که به یک اشاره رفتی و احتیاج به طناب و ..نداری!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;از تویی که در دلت چارطاق (اصطلاحی محلی به معنای فول!) بازه و هر ننه قمری (همان به معنای کس و ناکس) رو راه میدی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;از تویی که معلوم نیست کی میخوای یه تکونی به خودت بدی و خودت رو رها کنی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بوی گند افکارت در آمده و نمیدونم حس بویایی نداری یا حالیت نیست!؟ همین روزهاست که لو بری!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خیلی سستی بیچاره!خیلی بیشتر از اینها توقع داشتم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;همش با خودم گفتم .... میاد تکونت میده .میاد دستت رو میگیره &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خیلی امیدوار بودم  باهاش چکار کردی لعنتی؟! اون ....ی که من میشناسم خیلی کارش درسته و امکانات باز پروری داره. پس چی شد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یه ریزه به مغزت فشار بیار و افکارت رو از تعریف و تمجیدها خالی کن&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شاید بفهمی که شاید نفهمیدی این آخرین فرصته!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اینا همش از سره دلسوزیه&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;راستی مگه نمیخواستی نفر ۱۴ باشی؟! اینم یادت رفت؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; اینجوری که تو گرفتی اصلا تو لیست نیستی! &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اینارو بخاطر خودت میگم نه بخاطر خودت ! بخاطر خیلی چیزا که بخودت چسبوندی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بخطر آبروی اوناست و الا جنابعالی خر کی باشی؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/2cf5t3l.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 21:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parvazebienteha&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>parvazebienteha</dc:creator>
<guid>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آسمان حقیقی</title>
<link>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;به نام خالق آسمان&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;باز هم سلام میکنم حتی اگر کنار سلامهای بی جواب قبلی برود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;آسمان شب و روز مجازی و حقیقی اند.مانند آدمهای اینترنتی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;(ولی)&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تقصیر آسمان نیست که ستاره های پر نورش در حاله ی نورهای مصنوعی شهر گم میشوند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شاید هم آسمان بی تقصیر نباشد!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شاید این بار هم توقع من زیاد است که در شهر طلب دیدار ستاره ای از آسمان دارم؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;در ظلمات کوبر آتش کبریت های دختر کبریت فروش هم همه جا را روشن میکند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;باور کن توقع زیادی نیست زیر نور آفتاب هم ستاره هایت قابل روئت باشد چه رسد به این لامپ های حبابی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تو آسمانی! آسمان!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;منم سهراب نیستم که ادعای تملک داشت و در زمین جای گرفت!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;..................................&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;آسمان غبار آلود شهر فرصت کوه روی های تابستانه را گرفت و چه زود تابستان اینجا سرد میشود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;.................................&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خوشه پروین آرامش عجیبی داره!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یا حق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Sep 2009 22:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parvazebienteha&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>parvazebienteha</dc:creator>
<guid>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هیچ خیالی نیست!</title>
<link>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;به نام خالق هستی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;سلام&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دور تسلسل باطل شد . از اونجا که قلمها شده کی برد،کی برد ما نیز شکسته!نوشته ها از کی بردی شکسته منتشر میشود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;۳هفته ای شده که شرایط کاری خیلی عوض شده و کلی اتو خورده.دیگه نمیشه تا هر وقت دلت خواست بخوابی و وقتی از خواب بیدار میشی هیچ حس خوبی نداشته باشی! وقتی مجبور باشی صبح های زود بیرون بزنی قدر ذره ذره ی چرت های صبحگاهی رو میدونی!ولی این و واقعا میگم از این جور خوابیدن ها هیچ لذتی نمیبرم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اونقدر کار هست و کارها رایانه ای که دیگه از قیافه ی این سیستم خونه بدم میاد!رکورد دوری از من رو داره میشکنه!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اینجا هم میحط عجیبی داره!اگر بخوای کار کنی خییییلی کار هست،اگر هم نخوای کار کنی کاری نیست!و جالبتر از همه اینکه فرقی هم بین این دو نیست!یعنی کار کردن و نکردن چیزی رو عوض نمیکنه!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خیلی هم حکایت مسجدی رو داره که که نماز خونهاش در کمتر نمازی به یاد صاحب مسجد میافتند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;البته اینا رو که نوشتم متن پیامهای ارسالی در سریال مسافران نبود!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 298px; HEIGHT: 404px&quot; height=481 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://filmnews.ir/NewsGallery/Gallery/pesare%20adamL1_940106.jpg&quot; width=298 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;................................&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خسته شدیم،خسته!یکی رای آورد،به تنفذ رسید،رئیس جمهور شد!شد دیگه!حالا شده رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران!کسی با احمدی نژاد مشکل داره دیگه چه ربطی به رئیس جمهوری اسلامی ایران داره؟! هرکی هم میگه چرا در گذشته اینجوری نبود،میگم بود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;والا،بشین سر درست،کارت، زندگیت!مردی برو یه کاری کن اگر رنگین کمان هم شد رئیس جمهور غمت نباشه و بگی هیچ خیالی نیست!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;................................&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; تعبیر مسابقه در کسب فضایل در ماه رمضان دلچسبه!خلاصه موتورهایی که در دوماه قبل حسابی به خودشون رسیدند،چه گازی میدند،چه دست فرمونی دارند،ناگفته نماند که گازخور ماشینهاشون هم خیلی خوبه!البته اینجوری که صدا ها به گوش میاد،بعضی ها طیاره دارند!ویییییییییژ!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;............................&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;توصیه میکنم حین خرید بلیط هواپیما، فقط رفت بخرید.چه کاریه وقتی برگشتی تو کار نیست ، بیخود پول اضافه بدیم!؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;.........................&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;فکر میکنید نگاه افراد معلول ، نگاه خاصی ست یا نگاه ما ؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.baghcheban.deafiran.com/akshaighadim/Image/1.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یا حق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 23:13:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parvazebienteha&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>parvazebienteha</dc:creator>
<guid>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سایبان</title>
<link>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;بسم الله&lt;BR&gt;سلام و رحمت الله&lt;BR&gt;...&lt;BR&gt;بعد از مناظره های داغ انتخاباتی که در شب دوم خیلی خیلی داغ شد،فقط دوست داشتم بزنم بیرون!همون حس عجیبی که فکر میکنم همه ،اعم از طرفداران کلهم اجمعین چهار کاندید تجربه ش کردند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;شب دوم ، دو قطبی شدن فضا رو خیلی داغ کرد! دادن پوسترهای تبلیغاتی کاندید مورد علاقه اشون،اونم پوسترهای داغی که تازه از ترمینال رسیده بود شور شعفی وصف ناشدنی داشت!انگار دنیارو بهشون میدادی...یکی گفت شما کجایید؟! چرا پوستر نمیدید به مردم؟! من خیلی دنبالش بودم اما گیرم نیامد! گفتیم ستادیم! گفت کدوم؟ گفتم ستاد دیگه!! چه فرقی میکنه؟!&lt;BR&gt;یه عالمه خانواده و پیر و جوون ...حتی کلی خندیدیم به دختر بچه ای که در مناظره های لحظه ای(؟) به یکی گفت :&quot;بزار سنت به رای دادن برسه بعد این حرفو بزن&quot;&lt;BR&gt;واسه خیلی ها شده بود سرگرمی!میامدند اینطرف با پوستر این رنگی ولی یه خیابون اونطرفتر رنگ عوض میکردند!&lt;BR&gt;چقدر حرص خوردیم بخاطر برخورد های مسخره و نابخردانه!&lt;BR&gt;باید جلوی اهانت ها رو هم میگرفتیم،و بعضی وقتا با وجود دوستانمون تک می افتادیم و همه اصطلاحا اطلاعاتی شده بودند! هرچند بهترش رو خوندم &quot;از دو نفر سه نفر نفوذی&quot;&lt;BR&gt;گلهای &quot;رز سرخ&quot; برنامه شب آخر بود که در یه چشم بهم زدن پخش شد.&lt;BR&gt;چقدر حس خوبی بود.با وجود تضاد نظری ، بهم لبخند زدنها...آخر شب خسته نباشید گفتن ها.&lt;BR&gt;من رو یاد سالهای اول انقلاب و جنگ مینداخت که جوونا چه شور و شوقی داشتند!!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بعضی که فقط شماره شون رو داشتم تماس گرفتند و پیگیر امورات بودند!خیلی ها به شهرشون برگشته بودند و دوست داشتند در شهر خودشون تبلیغ کنند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مطمئنا خیلی ها از این شور و شوق مردمی بیزارند پس اونها هم بیکار نبودند...&quot;دو قطب عزیز بودن&quot; و هر قطبی برای بعضی سایه ی امنی فراهم کرده بود!&lt;BR&gt;یادم نیست از کجا شروع شد ولی مثل دعوای بچه ها شد! اول موضوع زیاد بزرگی نبود! در حد بگو مگو!مثلا این میگفت طرفدارای تو این شکلی اند ،اونم میرفت عکسهای اونشکلی طرفدارای اینو میزاشت!و..و&lt;BR&gt;تا دیگه دعوا به جاهای باریک کشید.خیلی ها با همون بگو مگو ها &quot;رفتند&quot; ولی وقتی منه جوون به چیزی کلید کنم دیگه ول کن معامله نیستم!&lt;BR&gt;رفت و رفت و رفت! ییهو به خود آمدیم دیدیم به به! پشت سرتو نگاه ببین چه خبره؟ تازه فهمیدیم بابا این دعوا ها واسه همین دعوای آخر بود! بابا ما اصلا با هم اینجوری مشکل نداشتیم،ببین الکی الکی چه بیخ پیدا کرد!&lt;BR&gt;آخرش رسیدیم به حرف مدرس ولی با فرمولی که برای ما اثبات شده بود دیگه حرفش غیر قابل قبول شد!&lt;BR&gt;شک کردیم که دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت؟!&lt;BR&gt;دین و سیاست جدا بشه و الفاتحه بهتر میشه؟!&lt;BR&gt;اینجوری شد که خیلی ها سر در گم شدند! بی حوصله شدند! عصبی شدند! و...&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;............................&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;شب قبل  آمدم نبودی !نوشتم بنویس! شب بعد تماسی حاصل شد و مطلع شدم از آمدنت(میدانست برایم مهم است) بعد از آمدن آنقدر ناراحت شدم که نگو نپرس! با هم بیرون زدیم و تا 3 صبح باهم بودیم!همدرد بودیم!&lt;BR&gt;قضیه ی همان سایه است! بعضی سایه بانی خوش سایه میشوند و باکمال تاسف عده ای بووووووووووووووووووووووووق نیز جولانگاهی میابند ...&lt;BR&gt;شوق و شور وصف نشدنی را به بهترین وجه تلخ نمودند که بر باعثین و بانیانش لعنت.&lt;BR&gt;فعلا بر همین بسنده میکنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;............................................................&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;چند تا عکس هم ببینید حال و هوا عوض شه!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;به طبیعت زدن در حالت اکتشاف مسیر خیلی مهیج است.مثلا اینجا واقعا نمیدونستیم بعدش به کجا خواهیم رسید!؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG alt=&quot;اینجا هم بی انتهاست!&quot; hspace=0 src=&quot;http://parvazebienteha.persiangig.com/bi%20enteha.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یه ریزه قبلترش میشه این .هرچی باهاش حرف زدیم که ما خودمون طرفدار محیط زیستیم و کاری باهات نداریم و نترس و بیا بیرون قبول نکرد!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;صدای نفس نفس زدنش عجیب بود&quot; hspace=0 src=&quot;http://parvazebienteha.persiangig.com/lakposht.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;راستی کسی میدونی اینجا درب منازل سازمانی کجاست؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=!؟ hspace=0 src=&quot;http://parvazebienteha.persiangig.com/door.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و آخری هم بدون شرح است!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG alt=&quot;بدون شرح است&quot; hspace=0 src=&quot;http://parvazebienteha.persiangig.com/darb.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یا حق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2009 09:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parvazebienteha&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>parvazebienteha</dc:creator>
<guid>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهامت عذرخواهی!؟</title>
<link>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>بسم الله&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بالاخره شد ما بیام اینترنت و با خوندن این سایتهای خبری حالمون خراب نشه و حالی برای نوشتن باقی بمونه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واقعا کی فکرشون میکرد با شروع یه پست انتخاباتی دیگه ننویسم؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فضای خوبی نبود!خودتون هم میدونید چی میگم.تیتر خبرگزاری های اینور و اونور و اونطرفترش هر کدوم خیلی باهم فرق میکرد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بالاخره یا یکی دار دروغ میگه یا یکی داره راست میگه!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نظرسنجی هاشون رو نگاه کن!عجیبه!همشون بیشترین رای رو دارن!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کامنتهاشون که دیگه آخر تابلو بازیه!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مهم نیست!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصلا مهم نیست ! کمتر از ۱۲ ساعت دیگه دروغ و راستش واسه همه روشن میشه!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 375px; HEIGHT: 228px&quot; height=176 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://parvazebienteha.persiangig.com/image/ahmadinejad2.jpg&quot; width=375 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=245 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://parvazebienteha.persiangig.com/image/30923_924.jpg&quot; width=408 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;پيروزي جز در نزد خدا نيست. حسبنا الله و نعم الوكيل. نعم المولا و نعم النصير&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 12 Jun 2009 21:43:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parvazebienteha&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>parvazebienteha</dc:creator>
<guid>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رپ در انتخابات!</title>
<link>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;سلام&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;همزمان با انتخابات خیلی چیزها پیش میاد  که تعجب آور،خنده دار و یا گریه داره!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;هنوزم خیلی ها میرن واسه ثبت نام ریاست جمهوری!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;هنوزم بعضی ها دوست دارن رئیس جمهور بشن و تا دمه مرگ پای حرفشون هستند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;فلانی که حرف از چیز میزد الان تو ستاد آقای میز کار میکنه!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اونی که انتظار میرفت طرفدار فلانی باشه،از دیگری دم میزنه!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ورزش هم تحت تاثیر قرار میگره و بارسا برنده میشه!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;حتی موسیقی هم ...!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;رپ فارسی رو به چند دلیل با ارزش میدونستم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بدون هیچ دخالتی از گروه خواننده به شنوده میرسید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;حرفاش وحتی  دری وری هاش  روایتی صادقانه از واقعیت بود&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خیلی هاشون برای ایران خوندند و برخلاف باور خیلی ها از آمریکا و انگلیس و ... بیزار بودند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;حتی برای غزه .&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نامه ای به رئیس جمهور خوندند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یاس از بم خوند ...از سابقه کار!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و حالا ساسی مانکن به اوج رسید و لابد خیال کردند ما همه خوابیم! غافل از اینکه خیلی قبل تر از فیلم بهرام بیضایی از خواب بیدار شدیم!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=229 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8802/ImageNews/880206/36_880206_L600.jpg&quot; width=336 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یکی از دوستام میگفت مطمئنم نتونستند یاس رو بخرند که رفتند سراغ ساسی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;احتمالا الان سوار بر سانتافه و در راه پرورشگاه زرافه است!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یاحق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 May 2009 23:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parvazebienteha&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>parvazebienteha</dc:creator>
<guid>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شک بی دلیل</title>
<link>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;ای باران ای باران از غصه ام آگاهی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; بزن نم به خاکش ز اشکم نپرسد چرا تنهایی &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بگو به خاک هم نشین ماهی &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;می باری بر مزارش خوش به حالت که بارانی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; از قطره ات چون شکفد به خاکش سبزه همی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; بوی ما هم کشاند به خاکش ابر باران&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تا ماه شب افروزم پشت این پرده ها نهان است &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;باران دیده ام همدم شبم یار آن چنان است&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; جان می لرزد که ای وای اگر دلم دیگر بر نگردد &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ماهم به زیر خاک و دلم در این ظلمت زمانست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ......افسانه ها زیبا هستند زیرا واقعیت ندارند واقعیت زیبا نیست وتنها کسانی برای همیشه از آن ما خواهند بود که برای همیشه از دست داده ایم و سهم من از عشق تو تنها رویای آرامش بخش و گرمی است که با خود به سردی گور می برم تا از غارت این زمانه ی پر دسیسه و پلشت برای همیشه محفوظش بدارم...تو می توانی گردش ماه را تکذیب کنی می توانی نور خورشید را تکذیب کنی اما عشق مرا هرگز تکذیب نکن در جهانی دیگر و در آن سوی ابدیت به انتظارت خواهم نشست و تنها چیزی که از تو می خواهم این که با باد و باران دوباره آشتی کنی زیرا در هر بارانی که بعد از این ببارد من به دیدار تو خواهم آمد و با هر نسیمی به نوازشت خواهم پرداخت....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.cinemaema.com/parameters/cinemaema/images/news/1193993733big.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT color=#ffffff&gt;تو را دوست می‌دارم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تو را به جای همه زنانی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم&lt;BR&gt;تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته‌ام دوست می‌دارم &lt;BR&gt;برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم &lt;BR&gt;برای خاطر برفی که آب می شود،برای خاطر نخستین گل &lt;BR&gt;برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشان&lt;BR&gt;تو را برای خاطر دوست داشتن دوست می‌دارم &lt;BR&gt;تو را به جای همه زنانی که دوست نمی دارم دوست می دارم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جز تو ، که مرا منعکس تواند کرد؟من خود،خویشتن را بس اندک می‌بینم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بی تو جز گستره بی کرانه نمی بینم &lt;BR&gt;میان گذشته و امروز. &lt;BR&gt;از جدار آینهَ خویش گذشتن نتوانستم &lt;BR&gt;می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم &lt;BR&gt;راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش می‌برند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تو را دوست می دارم برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست &lt;BR&gt;تو را برای خاطر سلامت &lt;BR&gt;به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی نیست دوست می‌دارم &lt;BR&gt;برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم &lt;BR&gt;تو می پنداری که شکی ،حال آنکه به جز تو دلیلی نیستی &lt;BR&gt;تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می‌رود&lt;BR&gt;بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=left&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=left&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;I love you for all the women I haven&apos;t known&lt;BR&gt;I love you for all the times in wich I haven&apos;t lived &lt;BR&gt;For the scent of the wide open spaces and the smell of hot bread &lt;BR&gt;For the melting snow and for the first flowers &lt;BR&gt;For the innocent animals wich haven&apos;t been frightened by man &lt;BR&gt;I love you to love &lt;BR&gt;I love you for all the women I don&apos;t love &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Who reflects me if not you yourself-I see myself so little&lt;BR&gt;Without you I see nothing but an empty space&lt;BR&gt;Between those other times and today&lt;BR&gt;There have been all those deaths that I have crossed on straw&lt;BR&gt;I have not been able to break through the wall of my mirror&lt;BR&gt;I&apos;ve had to learn life word by word&lt;BR&gt;How one forgets&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;I love you for all the wisdom, which is not mine&lt;BR&gt;For health&lt;BR&gt;I love you against everything wich is only illusion&lt;BR&gt;For that immortal heart over wich I have no power&lt;BR&gt;You think that you are doubt but you&apos;re just reason&lt;BR&gt;You are the powerful sun that rushes to my head&lt;BR&gt;When I am sure of myself&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=left&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=left&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; size=2&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=2&gt;این پست خیلی منطبق تر از قبلیه بر احوالت شریف!&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Apr 2009 22:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parvazebienteha&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>parvazebienteha</dc:creator>
<guid>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نیای عشق تو میمیره</title>
<link>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>  
&lt;P align=center&gt;یه کاری که می تونی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; یه خونه شو تو ویرونی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; از این بیشتر نپرس از عشق&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; نمیدونم نمیدونی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;توی این تقویم دل مرده &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;کسی اشکاشو نشمرده &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;کجا دیدی که تنهایی غماشو با خودش برده&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یه کاری کن از این بیشتر&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; نیفتم تو غم آخر&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; نزار شمع حضور من &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یه شعله شه تو خاکستر&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نگو دوره نگو دیره &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نگو این غصه دل گیره &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یه عمری رفته از دستم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; نیای عشق تو میمیره&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://mixorap.persiangig.com/javanehmusic/shadmehr-aghili/Shadmehr%20Aghili%20-%20Yekari%20Kon.wma&quot; target=_blank&gt;«شادمهر»&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://mixorap.persiangig.com/javanehmusic/shadmehr-aghili/Shadmehr%20Aghili%20-%20Yekari%20Kon.wma&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img02.picoodle.com/img/img02/8/5/20/f_heartm_5139040.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بلکم دلت برحم بیاد براش!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Apr 2009 22:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parvazebienteha&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>parvazebienteha</dc:creator>
<guid>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چراغ سبز</title>
<link>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description> 
&lt;P align=center&gt;به نام خالق هستی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;سلام به تعداد موجودات عالم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;.................................................................&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;با لحن آروم و خاصی گفت باهمید؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;گفتم تا ظهر باهم بودیم!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;گفت از وقتی رفته دانشگاه خبری ازش نیست!موبایلش هم جواب نمیده!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;قطع کردم و به موبایلش زنگ زدم..بر نمیداشت&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;عجیب بود..جداییش از موبایلش محال بود..مخصوصا بی خبر گذاشتن خونه&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;با خونه شون تماس گرفتم..گفت موبایلشو پیدا کردیم.رو سایلنت بوده..&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ضربان قلبم رو حس میکردم...ساعت 10 و نیم بود ..&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نمی فهمیدم مادرم چی میگه ... یه جوری جواب دادم تا خیالش راحت باشه و زدم بیرون&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;گفتم شاید رفته دفتر و اونجا حبس شده!(تو این شرایط هر احتمالی میاد بسراغت)حراست دانشگاه آشنا بود ولی گفت خیالت راحت.همه برقها خاموش بود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;با خیلی ها تماس گرفتم تا بدونم کجاست..&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;رفتم بیمارستان..&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;گفت اسمش؟!تا خواست بره و از پشت سیستمش نگاه کنه همکارش که نگرانیم رو دید اسمو زد و گفت نیست!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نمیدونستم خوشحال باشم یا ناراحت؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;گفتم حرفش شده با دوستش و زده بیرون ..گوشیش هم مخصوصا گذاشته خونه..میشد حدس زد که رفته گلزار&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دوباره سوار ماشین شدم ولی اینبار اطمینان بیشتری داشتم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;فلاشر ماشین رو زدم و اورژانسی براه افتادم(اینجاش رو بخاطر بد آموزی سانسور میکنم!)&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دو تا چراغ قرمز تو راهم بود که تا منو دیدند سبز شدن&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 393px; HEIGHT: 238px&quot; height=238 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://parvazebienteha.persiangig.com/image/home_greenlight_pic.jpg&quot; width=377 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;رفتم جایی که خیلی وقتها میایم پیشش..یه شهید گمنام بین خیلی شهید با نام و نشون!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اونجا هم نبود...تو این فکر بودم پس کجایی؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;کاش امروز ظهر که دیدمت بغلت کرده بودم..دلم براش یه ریزه شده بود..&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;موبایل به صدا در آمد و اسمش رو دیدم..&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دیدم خودشه!!گفتم کجایی تووووووووو؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;گفت طبقه پایین خونه مون خوابم برده بود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تصمیم داشتم تا دیدمش بزنم تو گوشش ولی تا از در آمد بیرون همو در آغوش کشیدیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یا حق&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Apr 2009 21:43:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parvazebienteha&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>parvazebienteha</dc:creator>
<guid>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیاد چوپان دروغگو</title>
<link>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;به نام خالق هستی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;سلام و رحمت الله&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بدلیل تغییر برنامه و سرفصل درسی و کاری شاید تا چند ماهی نتوستم دید و بازدید کنم.خلاصه گفته باشیم که درصدی از بی ادبیش کاسته باشیم!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ضمنا دوستان داشتند که؟!برف بهاری رو میگم!اینهمه ما از باران بهاری گفتیم و لی امسال برف بهاری منو بفکر تغییر آیدی انداخت!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;.................................&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;راستی وقتی کسی دروغ میگه و تو هم میدونی داره دروغ میگه چرا دماغش بزرگ نمیشه مثل پینوکیو؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اصلا چند در صد احتمال میدید همه رو مثل خودشون دراز گوش فرض کردن ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شایدم اونقدر بی خبر که بهش میگن بوق !؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شایدم میخوان بپیچونن مثل پیچ گوشتی؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شایدم فکر میکنن خیلی زرنگ تشریف دارن مثل خرگوش؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شاید فکر میکنن اونقدر به شرایط احاطه دارن که آب از آب تکون نخواهد خورد مثل کوسه!؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شایدم نوبتشون نشده که بهشون بگن یه بار جستی ملخک،دوبار جستی ملخک،آخر...ملخک!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بیچاره چوپان دروغگو اسمش بد در رفت والا بعد از اینکه گرگ گوشفندها رو خورد شغلش رو عوض کرد و زد تو کاره... ؟اگر گفتی؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.ketabnews.com/ketabnewscontent/media/image/2007/04/2254_orig.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;......................................&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یا حق&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Apr 2009 22:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parvazebienteha&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>parvazebienteha</dc:creator>
<guid>http://parvazebienteha.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
