به نام خالق هستی
سلام
این هم یه متن در حواشی سفر راهیان نور که قراره یه جایی مورد استفاده قرار بگیره!
...
در این سرزمین آسمانی جوش و خروش احساسات را میتوان دید.
تنها کافی است بیایی و هم نفس با خاک شوی
خاکی که میعادگاه عاشقان سربندهای یا فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) ست
عاشقان معشوق را یافتند و دیدند
اما ما...؟
ما مانده ایم و یادها و نامها
پس آمده ایم تا تبلور عشق و خون خاک را دریابیم
و خاک همان خاکی است که بر چادر مادر نشست تا عشق به ولایت علی را نقش کند
تصویری که با دیدن چادرهای خاکی در فکه وطلاییه و شلمچه و چزابه
لرزه بر دلها می انداخت

چادرهای سیاهی که متانت و وقار و حجاب کامل را در ذهنها زنده میکرد امروز و در اینجا
یادها را نیز به کوچه های بنی هاشم می برد!
به آنجا که پسری خاکی شدن چادر مادرش را دید.
ای مادر خوبی ها
ای که فصل فصل زندگی تو همچون رؤیایی صادق است
میدانیم
میدانیم که چادرهای زیبای مادران و خواهرانمان
تنها گوشه ای از مهربانی و لطافت توست
و آنها نیز چه زیبا
زیباترین را برگزیده اند!
....
و ناخواسته این شعر در ذهن ها نمی آید
که:
یا فاطمه من عقده ی دل وانکردم
گشتم ولی قبر تورا پیدا نکردم
در انتظارم مهدی بیاید
تا تربتت را پیدا نماید...
...
موفق باشید
خدانگه دارتون
