تبليغاتX
پرواز بی انتها - دل شیشه ای
پرواز بی انتها

Home Email Archive Designer

 به نام خالق هستی

سلام

اینم یه پست به نقل از حاج حمید

جوان ثروتمندی نزد یک انسان وارسته رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست .

مرد او را به کنار پنجره برد و پرسید : پشت پنجره چی می بینی ؟

جوان گفت : آدمهایی که می آیند و میروند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.

سپس آینه ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید :

در این آینه نگاه کن و بگو چه می بینی ؟

جوان گفت : خودم را می بینم

دیگر دیگران را نمی بینی !

آینه و پنجره هر دو از یک ماده اولیه ساخته شده اند . شیشه . اما در آینه لایه نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی .

این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن .

وقتی شیشه فقیر باشد ، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند .

اما  وقتی از نقره (یعنی ثروت) پوشیده می شود ، تنها خودش را می بیند .

تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقره ای را از جلوی چشمات برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری


 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 1:48 توسط مهدی |


Home | Archive | Email