به نام خالق هستی
سلام
اینم یه پست به نقل از حاج حمید
جوان ثروتمندی نزد یک انسان وارسته رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست .
مرد او را به کنار پنجره برد و پرسید : پشت پنجره چی می بینی ؟
جوان گفت : آدمهایی که می آیند و میروند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
سپس آینه ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید :
در این آینه نگاه کن و بگو چه می بینی ؟
جوان گفت : خودم را می بینم
دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده اولیه ساخته شده اند . شیشه . اما در آینه لایه نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی .
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن .
وقتی شیشه فقیر باشد ، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند .
اما وقتی از نقره (یعنی ثروت) پوشیده می شود ، تنها خودش را می بیند .
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقره ای را از جلوی چشمات برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری

