دوس دارم پرنده ای تو سرزمین تو باشم
رودرختی کهنه امّا رو زمین تو باشم
وقتی ماهُ می بینم عابر نقره پوش دشت
وقتی آفتاب می زنه سایه نشین تو باشم
تو با گنبدای نیلو فری آواز بخونی
منم از کبو ترای کمترین تو باشم
دم سقا خونه ها شمعای نذری بیارم
زیر آسمون درخت سبز باغ من باشی
منم از شکوفه های نازنین تو باشم
تا شفا بگیرن از ضریح نورانی تو
روی انگشتریا نقش نگین تو با شم
منُ بسپر به شهیدای خودت که دوس دارم
اگه دنیا بذاره کشته ی دین تو با شم
مرز آسمونی من وطن پرنده ها
دوس دارم پرنده ای تو سرزمین تو باشم
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387
ساعت 22:47 توسط
مهدی
|

