مهم تر از پاورقی
: رمز و راز آن پرچم سرخ!در فرازهاي آخر دعاي ندبه، فراز قابل توجهي ديده ميشود كه از آن به آساني نميتوان و نبايد گذشت.
در اين فراز آمده است: «اين الطالب بدم المقتول بكربلا»؛ كجاست طلب كننده خون كشته كربلا؟ نخستين مطلبي كه در اين عبارت به صورت اشاره به آن پرداخته شده، انتقامگيري از قاتلان امام حسين و طلب خون بناحق ريخته مظلوم كربلاست و جالب اينجاست كه در اين عبارت، علاوه بر اين كه نامي به صراحت از امام حسين برده نشده، از آوردن عنوان بقيه شهداي كربلا هم در آن اثري ديده نميشود. گويي، شهداي كربلا فاني در حسينند و به قول آن عارف بزرگ، همه آنان در روز عاشورا، بسته به مراتب وجوديشان به يك حسين تبديل شدند، چه جز حسين نديدند و جز از حسين نشنيدند و جز در راه او سر و جان نباختند.
در اين ميان، پرسش اساسي كه به ذهن ميرسد، اين است كه امام زمان (عج) كه براي آينده بشريت و نه تنها مسلمانان ذخيره الهي است و بر همين مبنا در قرآن بقيهالله نام گرفته است، شخصاً طالب خون بناحق ريخته جد مظلومش حسين بن علي است و تا قيام ايشان همچنان پرچم خونخواهي مظلوم كربلا به دست با كفايت ايشان است، پس از گذشت قرنها چگونه و از چه كساني خون آن حضرت را مطالبه ميكنند؟
در زمان ظهور آن حضرت، بنياميه و آل زياد و آل مروان به عنوان مسببان قتل سيدالشهدا، كه در زيارت عاشورا آن همه لعن و نفرين ابدي نثارشان شده است، كجا هستند كه آن حضرت تا خون جد اطهرشان را از آنان مطالبه كنند؟ پس از گذشت بيش از سيزده قرن، بر فرض كه گفته شود قاتلان آن حضرت در كربلا، وارثان و فرزنداني دارندف آيا مطالبه خون شهيد كربلا از ورثه و اولاد و نسلهاي پس از آنان با اصول حقوقي و شرعي سازگاري دارد؟
از اين كه بگذريم، پرسش مهمتر ديگر اين كه مگر نه مختار كه رحمت خدا بر او باد در سال 64 از ابن سعد و حرمله و همه كساني كه به گونهاي دستشان به خون شهداي كربلا آغشته شده بود، به سختي انتقام كشيد و هر يك را به تناسب جرمي كه در كربلا مرتكب شده بودند، به شيوه خود آنان به مجازات رسانيد و دعاي خير امام سجاد را براي خود خريد كه خداوند رحمت كند مختار را كه خانههاي ما را آباد و فرزندان يتيم شهيد و اهل بيت را شاد ساخت. آيا خونخواهي حسين در قضيه قيام مختار محقق نشده است كه حضرت صاحب (عج) بايد عهدهدار اين امر مهم شوند؟
در ميان قبايل عرب از گذشته تاكنون، رسم چنين بوده و هست كه اگر كسي در قبيلهاي بناحق كشته شود و خاندان و قبيله او به هر دليل، نتوانند خون كشته خود را از قاتلان وي بگيرند و يا قاتلان وي را قصاص كنند، بر سردر منزل آن كشته، پرچم سرخي به علامت يادماني از خوني كه از وي بناحق بر زمين ريخته، نصب و پس از انجام خونخواهي، پرچم سياهي را به جاي آن برافراشته ميكنند كه بر فراز گنبد مرقد امام حسين (ع) و گنبد حرم حضرت عباس (ع) و ديگر شهداي كربلا، اعم از حر در روستاي حر و دو طفلان مسلم در روستاي مسيب نيز چنين پرچم هايي ديده ميشود كه اشاره به اين دارند كه هنوز خون حسين ميجوشد و وارث آن امام زمان (عج) به خونخواهي وي قيام نكرده؛ اين است رمز و راز سرخي آن پرچمي كه قرنهاست بر گنبد حرم حسيني، چشم عالم و آدم را مجذوب و مسحور خود ساخته است كه حسين مظلوم كشته شده و هنوز كه هنوز است خونخواه او در پي طلب خون مطهر اوست.
با اين مقدمه و طرح چند مطلب، پرسش اصلي فراروي ماست كه در عصر ظهور، كه در آن شايد حتي اولاد يزيد و معاويه نيز از رابطه نسبي با اجداد خود بيخبر باشند، اين خون چگونه و از چه كساني مطالبه خواهد شد؟
امويان عصر چه كساني هستند و كمانهاي حرمله و تيغهاي شبث بن ربعي و حكيم بن طفيل و عمرو بن حجاج و شمر بن ذي الجوشن و قيس بن اشعث به دست چه كساني سپرده شده است؟
با اندك تأملي پيرامون اين پرسش و ارتباط آن با نهضت جهاني حضرت مهدي (عج) كه اميد و آمال و كعبه مقصود و وعده همه انبياي گذشته به ملتهاي خود بوده است، به خوبي ميتوان دريافت كه مراد از خونخواهي حضرت امام حسين، مطالبه خون آن حضرت از وارثان و امتداددهندگان خط بني اميه و بني مروان و آل زياد و آل مروان است؛ كساني كه در تداوم همان رذالتها و قساوتها و در پي بهرهمندي از لذتهاي زودگذر دنياي فاني به قيمت استحكام حكومتهاي ظالمانه خويش به نابودي ارزشهاي الهي و محو فضايل اخلاقي كه ثمره و نتيجه دعوت و بعثت تمامي انبياست، كمر بستهاند و اگر سپاه كوفه به دستور ابن زياد زنازاده، امام و نزديك به يكصد و بيست تن از يارانش را به شهادت رساند، آنان از كشتن و نابودي صدها و هزاران برابر اين تعداد در عصر حاضر ابايي ندارند كه نمونه آن را ميتوان در جنايات حكومتهاي ننگين و ستمگر طالبان و حزب بعث صدامي در افغانستان و عراق و هماكنون به دست پسماندههاي آنان و با حمايت نيروهاي اشغالگر در بغداد و بصره و كربلا و كاظمين و ديگر شهرهاي عراق به خوبي ديد و كيست كه نداند اگر امام حسين اكنون در بين ما بود، همانگونه كه در زمان خود حكومت جابر و جائر يزيد و ابن زياد را بر اسلام و مسلمين برنميتافت بر ستمگران زمانه ما ميخروشيد و با نثار خون خود و جوانان و اصحاب فداكارش در سرنگوني حاكميت ضد الهي آنان ميكوشيد و در همين زمانه، ندا ميداد كه اگر دين محمد جز با كشتن من بر پا نميشود و بجا نميماند، پس اي شمشيرها من را در بر گيريد.
به عبارت ديگر، همه كساني كه به گونهاي با جنايات سپاه كوفه در كربلا همداستانند و به تعبير «فرضيت به» زيارت وارث كه راضي به انجام آن جنايات و ستمها هستند، همان آل زياد و آل مروان و بني اميه معاصرند.
در كتاب شريف اصول كافي، حديث جالبي نقل شده كه كسي از معصوم پرسيد: چرا كفار براي مثلاً شصت سال زندگي كافرانه خويش، بايد در عذاب جهنم الهي مخلّد و جاويدان باشند و كجاي اين عقوبت با عدل الهي سازگاري دارد كه امام در پاسخ فرمودند: اين بدان جهت است كه ملاك عذاب در نيتهاي آنان نهفته است، چه اگر اينها عمر جاودان داشتند در ادامه عمر خود، دست از جنايات و ستمهايشان بر نميداشتند و در روايتي ديگر، وقتي حضرت علي (ع) در يكي از جنگها به اصحاب خود ميفرمايند همه كساني كه دل و نيتشان با ما در اين جنگ بود، ولي امكان حضور در صحنه را نداشتند و نيز آنهايي كه هنوز از مادر متولد نشدهاند، ولي دلهايشان با اين پيروزي همراه هست، در ثواب جهاد ما شريكند، يكي از اصحاب با تعجب ميپرسد: ما اين همه زحمت كشيديم، چگونه آنان در ثواب جهاد با ما بدون حضور در ميدان جنگ سهيم و شريك هستند؟
حضرت پاسخ دادند: به دليل نيّاتشان
