تبليغاتX
پرواز بی انتها
پرواز بی انتها

Home Email Archive Designer

به نام خالق هستی

 

سلام

خوبید؟

این شعر رو بخونید و هرچی فهمیدید بهم بگید...خیلی به فهمیدنش نیاز دارم

ضمنا این شعر مربوط به آهنگ جدید(فکر کنم) از فریدون که نامش هم هست <باران>

شاعرش هم استاد عبدالجبار کاکای

 

ايستاده اي

 

 بي باران و بوسه

 

بي تپش گنجشكي در سينه

 

 بي صدا و خاموش

 

دوستت دارم و يكريز مي بارم

 

 بر شوره زار چترها و كلاها

 

بر عطر ها و پلاكها

 

بر ترانه هاي باقيمانده در طعم خاك

 

 بي پرنده ترين درختم

 

 بي ستاره ترين آسمان

 

 دوستت دارم و مي بارم

 

 بر لبان تو كه آشيانة بوسه بود و لبخند

 

 با ياقوت گوشواره هايت

 

از آن عقيق گمشده بگو

 

در بركه هاي كوچك زمين به جستجوي تو ام

 

آه پرنده پوش رنگين كمان من ، گل گيسويت ماه نقره اي ، رد ابرويت عصارة شب ، به من

 

نگاه كن با چشمي كه كمين گاه آهوان است .  

 ...

ادامه شعر در ادامه مطلب

 

هرچی از هرجاش به ذهنتون میرسه بگید

خیلی برام مهمه و باید زودتر به نتیجه برسم

الان که سرچ کردم به اینجا ها هم رسیدم

اینجا و ضمنا از اینجا فهمیدم نویسنده کتابه فرصت پنهان هم ایشون هستند

و در اینجا ادامه شعر رو که البته من متن خودم رو باهاش تصحیح کردم

 اینجا هم یه عکس از شکوفه های بهاری

موفق باشید

خدانگه دارتون


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 22:47 توسط مهدی |


به نام خالق هستی

سلام

به ترتیب بگم که میلاد پیامبر مهربانی و امام صادق علیه السلام و عیدتون مبارک

همه خوبن؟یا بقول علی خووووبییییییی؟

منم الحمد الله...خوبم..راست میگم!(به یاد سید)خیلی بهتر شدم ببین..

چندین فکر مختلف تو ذهنم هست که دیگه مجال فکر کردن به خیلی چیزا رو ندارم...یکیشون وبلاگ!

هم خودم...هم فامیل...هم دوستان..هم...

درس هم که اینقدر پاش سنگین شده که فقط با دعای خیر شما احتمال فارق التحصیلی وجود داره

اصلا دیگه از رشته و دانشگاه و استاداش و محیطش خسته شدم خلاصه دعا کنید تموم بشه و الا شاید

کارم به طلاق کشید

خلاصه اینجا تموم نشده هوایی جاهای دیگه شدم...وقتی دیگه نمیشه انتهای این جاده رو با کامپیوتر دید

همش رفته تو دوربین و صدا و تصویر زودتر باید فکری واسه رسیدن به مقصد اندیشید

دانشکده صدا و سیما از بین آقایون حاج آقاهای محترم واسه رشته کارگردانی دانشجو میگیره

چند سالی زمان میخواد ولی واسه وارد شدن به اینجا(فیلمسازی)یه اندوخته ی فکری و علمی میخواد که

من مثل گرسنه های شعب ابی طالب میمونم!

حالا تقدیر و قسمت روزگار چی باشه خدا میدونه!علی که میگه بیا قم همینجا به خانومم میگم یه دختر قمی...

منم میگم با خونه تماس بگیرند!!شوخی بسه!  

فعلا که همه چیز مبهمه...خسته شدم

دوست دارم روشن بود...معلوم بود تا انتها...اینجوری میشد فهمید به کجا ختم میشه

اینجوری فقط باید دعا کرد ختم به خیر بشه

تابحال اینقدر خلوت اینجا رو ندیدیه بودم

موفق باشید

خدانگه دارتون

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 11:31 توسط مهدی |


Home | Archive | Email