تبليغاتX
پرواز بی انتها
پرواز بی انتها

Home Email Archive Designer

به نام خالق هستی

سلام

دوست داشتم خوش خبر باشم ولی نمیشه!ماه رمضون رو میگم!تموم شد!

وای به حال منه بیچاره که قدرشو ندونستم...امیدورام شما بهتر استفاده کرده باشید

این چند وقته حال خوشی ندارم...کم حوصله و کم حواس و گوشه گیر.  میشه به جای کمها <بی> گذاشت!خیلی ها میگن و گفتن چی شده.چرا ناراحتی ولی اینبار رو خودم هم نمیدونم

جتی جواب مادرم هم اینطور دادم که نمیدونم چیه!گفت مگه میشه؟گفتم آره!اینم یه درده!نمیدونی دردت چیه!

بهرحال حس من خیلی به دلتنگی شبیه شده یا بوده و تازه فهمیدم...این چند وقته هیچ آهنگی مزه نداشت...فقط یه شعر تو سرم بود که خدا پدر نادر رو بیامرزه...کلکسیون داره!شهرام ناظری...در هوایت بی قرارم بی قرارم روز و شب...سر زکویت بر ندارم برندارم روز شب...

شبهای ۲۱ و ۲۳ رو رفتم قم!جاتون خالی...

نه!نوشتن هم دیگه مزه نداره!ولی شعر:

خودم اینجا دلم در راه کویت/رویم سیاهست و دلم در اختیارت

مرا روزی دلی یکجا نشین بود/پس از دیدار تو آواره و بی خانمان شد

به هرجا میرم همه کس را تو بینم/ به غیره تو جانا  کس من نبینم

...

موفق باشید

خیلی دعاکنیم برای همدیگه..اونم بی خبر!

خدانگه دارتون

 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 0:41 توسط مهدی |


به نام خالق هستی

سلام

نماز و روزه هاتون قبول

پای صحبت استاد:

*شما (اهلبیت علیهم السلام) سفینه ی نجاتید

کشتی نجات - جسارتا - وظیفه داره کسانی که دارن غرق میشن رو نجات بده

فقط کافیه یه دست و پا بزنیم ...

وقتی رفتی داخل کشتی بهت وقت میدن...خلاصه بلافاصله نمیگن اینجا چکار میکردی

نمیزنن تو گوشت...بهت میگن آروم باش.خدا بهت رحم کرد.ما بودیم و نجاتت دادیم

نفسی تازه کن...مهروبونی میکنن*

................................

تور دوچرخه سواری/البرز غربی

وقتی دانشگاه و کلاس درس واست حتی دلخوشی نداره

وقتی هوای خیابون خوردن نداره و تلخ شده

وقتی معدود جایی رو پیدا میکنی که آرامشت رو برهم نمیزنه

وقتی دیگه تلویزبون و اینترنت و...بی معنی شده

وقتی صداها عذابت میدن

وقتی همیشه بغض به گلو هستی و در به دره یه جای خلوت

یه جا که اشکات بدون ترس از دستمال کاغذی یا چشم دیگرون سرازیر بشن

و اونقدر بیان که خشک بشن و خشکیه صورتت رو حس کنی

وقتی طوماره آرزوهات رو میاری و میبنی دیگه خیلی هاشون دردی رو دوا نمیکنن

وقتی میگردی و میفهمی این حال و بغضش ربطی به اون آروزهات نداره

وقتی دیگه آرزویی نمیمونه

امید صدات میزنه...میگه من باهات هستم

منم به امید میگم :

امید من همون کشتییه و بس

همونکه از این دنیا وتعلقاتش من رو به ساحل عشق ببره

سرزمینی که از چشیدن محبت دلزده نشم

جایی که از کسی جز خوبی نبینم

.............................................

- منظور از آرزو اون قسم از آرزوهای شخصیه

- منظور از استاد حجت الاسلام نقویان بود

.یکی از برنامه هاشون روی سی دی

البته فقط بین ستاره ها

موفق باشید

خدانگه دارتون

التماس دعا

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386 ساعت 3:17 توسط مهدی |


Home | Archive | Email