به نام خالق هستی
سلام
دوست داشتم خوش خبر باشم ولی نمیشه!ماه رمضون رو میگم!تموم شد!
وای به حال منه بیچاره که قدرشو ندونستم...امیدورام شما بهتر استفاده کرده باشید
این چند وقته حال خوشی ندارم...کم حوصله و کم حواس و گوشه گیر. میشه به جای کمها <بی> گذاشت!خیلی ها میگن و گفتن چی شده.چرا ناراحتی ولی اینبار رو خودم هم نمیدونم
جتی جواب مادرم هم اینطور دادم که نمیدونم چیه!گفت مگه میشه؟گفتم آره!اینم یه درده!نمیدونی دردت چیه!
بهرحال حس من خیلی به دلتنگی شبیه شده یا بوده و تازه فهمیدم...این چند وقته هیچ آهنگی مزه نداشت...فقط یه شعر تو سرم بود که خدا پدر نادر رو بیامرزه...کلکسیون داره!شهرام ناظری...در هوایت بی قرارم بی قرارم روز و شب...سر زکویت بر ندارم برندارم روز شب...
شبهای ۲۱ و ۲۳ رو رفتم قم!جاتون خالی...
نه!نوشتن هم دیگه مزه نداره!ولی شعر:
خودم اینجا دلم در راه کویت/رویم سیاهست و دلم در اختیارت
مرا روزی دلی یکجا نشین بود/پس از دیدار تو آواره و بی خانمان شد
به هرجا میرم همه کس را تو بینم/ به غیره تو جانا کس من نبینم
...
موفق باشید
خیلی دعاکنیم برای همدیگه..اونم بی خبر!
خدانگه دارتون
![]()


