تبليغاتX
پرواز بی انتها
پرواز بی انتها

Home Email Archive Designer

به نام خالق هستی

امروز که داشتم میادم خونه روی یه پلاکارد مشکی نوشته بود

هرکس درخت تقوا بکارد میوه های آرزو را خواهد چید

""امام جواد علیه السلام""

بازم بی اختیار ....

یه حدیث کوتاه ولی به عظمت آسمون

خدانگه دارتون

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 ساعت 12:0 توسط مهدی |


"به نام خالق هستی"

۲ـ کسی که به هنگام فریفته شدن به چیزی

و هنگام ترس و زمانی که میل به چیزی پیدا می کند

و یا خشمگین و ناخشنود می گردد

مالک نفس خویش باشد(خود را نگه دارد)

خداوند بدن او را  بر آتش حرام می گرداند

""امام صادق علیه السلام""

 

۳- در روی زمین باتکبر و خرامان گام بر ندار زیرا

تو هرگز نمی توانی زمین را بشکافی و

در بلندی به کوهها نخواهی رسید

""سوره اسرا آیه۳۷ ""

نیلوفر

راستی تا حالا فکر کردید چرا گل رز قرمز معنی عشق و ... میده؟؟

من فکر می کنم گل نیلوفر عاشقه !!

چون اگر یه تکیه گاه پیدا کنه اوج میگیره و خودشو از روی زمین بالا می کشه

تکیه گاه میتونه یه شخص و یا چند شخص ویا

اعتقادات و...

باشند

شما چی فکر می کنید؟

خدانگه دارتون

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 ساعت 8:49 توسط مهدی |


به نام خالق هستی

سلام

حرفم رو با این جمله آغاز می کنم:

هر روز سعی کنید یک حدیث از کتاب "وسایل الشیعه"را مطالعه کنید و سعی کنید به آن عمل کنید

بعد از یک سال خواهید دید که حنما عوض شده اید مانند دارویی که انسان مصرف می کند و بعد از مدتی احساس بهبودی می کند . < حضرت آیت الله بهجت >

این کتاب چند جلدی ست و بخش جهاد نفس اون گویا مد نظر بوده.امیدوارم به یاری خدا هر روز یک حدیث از اون رو در وبلاگ قرار بدم

و این هم اولین حدیث:

۱-نفست را براي خودت به زحمت و مشقت بيانداز زيرا اگرچنين نکني

 ديگري خودش را براي تو به زحمت نمي افکند

<امام صادق علیه السلام>

همیشه خدانگه دارتون باشه

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 ساعت 8:12 توسط مهدی |


به نام خالق هستی

سلام

انسان آرمانخواه و آرمانجوست و این آرمانها در هر دوره از زندگی ابعاد خاصی دارد

آرمانخواهی انسان متعالی است چرا که با رسیدن شما به آرمان بسرعت آرمانی جدید در ذهن شما تداعی میشود و دوباره انسان آرمانخواه میشود

ولی اگر آرمانخواهی انسان در شرایطی محدود شود برای رسیدن به آن انفجاری مهیب تنها راه برای کنار زدن محدودیت هاست

اما حریم آزادی در آرمانخواهی هر شخص بسته به تعلقات اوست

بسته به افکار و افق نگاه اوست.حتی به زاویه ی دیده او از زندگی و محیط اطراف...

اما در آرمانجویی بیش از هر چیز به کسانی بنگرید که به آرمان شما دست یافته اند.در آنها تامل کنید.بنگرید آیا زندگی او با آرمان شما همان زندگی خواهد بود که شما در پی آن هستید؟

در تامل خود فوق العاده باز بیندیشید

آرمانهای بزرگ دیدی وسیع و جامع و دقیق را می طلبند

انسانهای کوته فکر با آرمانهای کوچکی زندگی میکنند که تلاش برای آنها برای افرادی که فکربازی دارند مضحک است

چراکه آنها به کلیات می اندیشند و در این کلیات تمام جزییات را هم میابند

انسانهای بزرگ از همان جزئیات مضحک پله پله افقی فوق العاده باز و وسیع نسبت به آرمان خود بدست می آورند

آرمانخواهی موفق با جزئیات و کلیات  آمیخته است

 

آیا انفجار آرمانگرایی قابلیت تبدیل به پرواز به سوی آرمانها را ندارد؟

چرا بجای یک انفجار مخرب همه را با پرواز خود به سمت آرمان خود شگفت زده نکنیم؟

بسته به شدت انفجار ویا نوع پرواز همیشه الگوهایی زیر پا میروند که در گذشته منطقی بودند ولی دیگر رنگ باخته اند ویا شاید جایه خود را به الگوهای جدید داده اند که هیچ رابطه ای بین آنها نیست وحتی در تضاد

و در انتها:

در  آرمانخواهی از اینکه دیگران به آرمان شما خرده گیرند دل آزرده نشو

دوستان من این متن رو مهدی نوشته و برای تکمیل اون  هرچی نظر و نقد دارین رو کنید

چون میخوام بحثم کامل و پربار باشه

ممنونم

خدانگه دارتون

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 ساعت 0:30 توسط مهدی |


به نام خالق هستی

سلام

سلامی به گرمی دستان پدر سلامی به آرامش دستان مادر

 سلامی به ظرافت دانه های برف سلامی با صدای باران

سلام سلام سلام به تعداد تمام موجودات عالم

نمیدانم چرا چنین حالی در من غالب شده که با هر بار سفر رفتن دیگه امیدی به بازگشت ندارم

 نمی دونم شما هم اینحالی شدید یا نه؟؟

یک لحظه تامل در اینکه شاید دیگه برنگردم شاید دیگه نباشم و...من رو دیوونه می کنه

وقتی فکر می کنم به این نتیجه میرسم که به باز دمه دمی که فرو میبرم هم مطمئن نیستم

با این فکر دیگه کلافه میشم من که به اندازه یک

 دم و بازدم

و حتی پلک زدن هم به مرگ نزدیکم پس چرا اینهمه گناه می کنم

مثل آب خوردن غیبت می کنم راحت تر از اون دروغ می گم و...

 اونوقت

 چه ریاکارم که با اینهمه گناه حرف از خدا و... میزنم

تازه فهمیدم امام خمینی که تو وصیت نامه خودش میگه با دلی آرام و قلبی مطمئن به فضل الهی یعنی چی!!

چقدر عقبم من چرا؟؟؟

خدایا یه خواهش !!من که گناه کارم اما بعضی وقتها هم کارهای خوب انجام می دم

 یا حداقل گناه نمی کنم (البته از منظر من)

مرگ من رو تو این لحظه ها برسون چون اگه در گناه بمیرم دیگه هیچی ندارم که اون دنیا رو کنم

 بغیر از یه عالم گناه و کج روی

«آنان را که از مرگ مترسند از کربلا میرانند» (شهیدآوینی)

راستی وصیت نامه نوشتن هم شهامت می خواد!

خدانگه دارتون

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 ساعت 0:21 توسط مهدی |


                                           «به نام خالق هستی»

سلام

 

اینم مزار دو برادر عاشق چشم آسمانی

دیروز یادواره شهید زین الدین بود خیلی از رفیقامو دیدم نمی گم مراسم بد بود ولی....

برای شهید زین الدین باید سنگ تموم گذاست البته برای همه شهدا باید سنگ تموم گذاشت

اما من چون حسه قشنگی نسبت به مهدی دارم توقعم بیش از اینها بود  بگذریم بعدا مفصل

دربارش سرتونو به درد میارم.

تو همین گیر ودار وصیت نامه های شهید صیاد و آوینی گیرم انداخت:

دیندار آنست که در کشاکش بلا دیندار بماند وگرنه در هنگام راحت و فراغت/صلح و سلم/

چه بسیارند اهل دین. «شهید آوینی»

خدایا تو خود می دانی که همواره آماده بودم آنچه را که تو خود به من داده ای در راه

عشقی که دارم نثار کنم.«شهید صیاد»

اندکی صبر

خدا نگه دار تون

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385 ساعت 12:40 توسط مهدی |


Home | Archive | Email