
|
به نام خالق هستی
تو غروب انتظارت می شینم به هوای تار مویت می خونم
گل زهرایی آقا ...
عزیزا یاوراش جوونن ها
به نام خالق هستی
خدايا : من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري !
پس اي خدا! هيچ مي داني که بزرگوار آن است که گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يک کلام ... محتاج توام !
اگه اينقدر که به دوستام اعتماد کرده بودم به تو اعتماد کرده بودم همه چيزم حل شده بود و ديگه اينقدر بي حال و بي رمق نبودم تازه بغضمم مي ترکيد و راه نفسم رو نمي بست .
به همه مي گم مي خوام برم شايدم بپرم هرکه دوست داره بیادفقط بايد روحييه پرواز داشته باشه هر کي از همه چي خسته شده بياد بريم چون داروي اونها تو مقصدمون فراوونه و...
هر کي دلش شکسته هم بياد اونجا دلايي هست ديدني اونموقع هست که مي فهميم اين دل ما نبوده که شکسته و در حقیقت دل ما دل نبوده .....
هر کي غم داره عشق داره هر کي........همه بيان همه همه متنظر همه هستم اما نمي تونم خيلي صبر کنم چون از فردام بی خبرم .عشق پرواز آمده پس نباید معطل کرد ....... اينبار ديگه بايد پرواز ياد بگيريم تا ابد که نمي تونيم اينجا بمونيم
(( مرغ باغ ملکوتم نيم از عالم خاک))
ز هشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد
یاعلی بگین وقت رفتنه
به نام خالق هستی
با دست علی حق نوشته
.روی شهپر هر فرشته
اهل فاطمه اهل بهشته
خوش به حاله اونایی که سیدند